مقدمه:
سنت حسنه و ماندگار «وقف» به عنوان یکی از متعالیترین جلوههای پیوند ایمان دینی و مسئولیتپذیری اجتماعی، همواره نقشی بنیادین در پایدارسازی خدمات عامالمنفعه، رشد تمدنی و دستگیری از نیازمندان ایفا کرده است.این نهاد مقدس که ریشههایی کهن در ادیان توحیدی و تمدنهای باستان دارد، در بستر اسلام با هدایتهای نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله) و سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) به اوج بالندگی، انسجام حقوقی و کمال کارکردی رسید و مفاهیمی چون «حبس عین و تسبیل منفعت» را به ساختاری کارآمد برای توسعه عدالت اجتماعی بدل ساخت.
سرزمین عراق به واسطه پیشینه تمدنی چند هزار ساله و میزبانی از مشاهد مشرفه، عتبات مقدسه اهلبیت (علیهم السلام) و حوزههای دیرپای علمیه، یکی از کلیدیترین کانونهای شکلگیری و تطور اوقاف در جهان اسلام به شمار میرود. موقوفات این دیار در گذر قرنها، فراز و فرودهای تاریخی متعددی را از سر گذرانده است؛ از رونق و شکوفایی در عهد آلبویه و ایجاد دیوانهای خیریه تا مواجهه با جنگها، تغییرات ساختاری عهد عثمانی، تحولات قانونی قرن بیستم و چالشهای مدیریتی معاصر.
در این مقاله، با نگاهی جامع و تحلیلی، ابتدا به تبیین جایگاه وقف در تمدنهای پیشین و ادیان الهی پرداخته و سپس سیر تاریخی توسعه اوقاف در جغرافیای عراق را از صدر اسلام و عهد خلافت تا دورههای مغول، صفوی، عثمانی و دوران معاصر واکاوی میکنیم.
در ادامه، ساختار سازمانی اوقاف، وضعیت حقوقی و میدانی موقوفات عتبات عالیات و مساجد برجسته، و همچنین جایگاه و شاخصهای کنونی نیکوکاری و کمکهای بشردوستانه در کشور عراق مورد بررسی آماری و اسنادی قرار خواهد گرفت.
وقف نزد امتهای پیشین
برخی منابع ذکر میکنند که وقف نزد امتهای گذشته شناخته شده بوده است، یعنی از زمانی که پرستش و عبادت وجود داشته است، مردم املاکی را وقف میکردند و پرستشگاه قرار میدادند.مسأله وقف به پرستشگاهها محدود نشده است، زیرا ملاحظه میکنیم «بنوت» یکی از حکام نوبیها (نوبه) در روزگار رامسس چهارم زمینی را اختصاص داده بود تا هرسال از ثمره و محصول آن گوسالهای بخرند و برای روح او قربانی کنند. پژوهشهایی که در رابطه با شناخت امور خیریه در تاریخ گذشته صورت گرفته است نشانگر آن است که وقف نزد یونانیان باستان نیز وجود داشته و آنها در برخی شهرهایشان زمینی را برای برپایی مراسم دینی و مذهبی وقف میکردهاند.
همین طور رومیها در دوران جمهوریت و پس از پیدایش آیین مسیحیت، تشکیلات مترقیتری یافتند، بدین ترتیب که دولت روم فردی را مأمور کرد تا پیوسته بر اجرای شرایط تعیینشده از سوی وقفکنندگان نظارت داشته باشد؛ و از اینجا معلوم میشود که وقف نزد رومیها نیز وجود داشته است اما پس از پیدایش مسیحیت سازمان و اداره کاملتری یافته است.
در دوره جاهلیت نیز عربها پرستشگاهها و معابدی داشتهاند و در آنها جای مخصوصی وجود داشته است که هدایا و نذورات پرستشگاه و معبد و غلات موقوفه آنجا را در آن اماکن و جاهای مخصوص انبار میکردهاند.
اما درباره وقف بر فرزندان (ذری) گفته شده است که در مصر باستان وقف از نوع نگهداری عین مال و غیرقابل تملیک و تملک بودن آن وجود داشت که بهره عین مال را برای خانواده و فرزندان و پس از ایشان برای فرزندان آنها در نظر میگرفته تا ایشان از سود آن بهره ببرند بیآنکه یکی از آنها بتواند در آن عین چنان تصرفی داشته باشد که مالکیت او را بر آن ثابت کند. همچنین شرط میکردهاند که اداره عین مال وقف شده را پسر بزرگ هر طبقه بر عهده داشته باشد، همین طور این موقوفات ضمن عقدها قراردادهایی برقرار میشد که در آن به عدم جواز تصرف در عین تصریح میشده است.
رومیها نیز به نظام نگهداری اصل مال (وقف) برای فرزندان (الحبس الذری) از طریق وصیت پایبند بودند. گرچه این نظام مربوط به یک طبقه (نسل) بود اما این طبقات (نسلها) بیشتر شدند تا اینکه کار این نوع وقف به فلج شدن وضع اقتصادی و اجتماعی انجامید و زمانی که امپراتور کنستانتین - امپراتور روم شرقی که پایتختش بیزانس یا همان آستانه بود - در قرن ششم میلادی یعنی پیش از ظهور اسلام به قدرت رسید، قوانین او در سراسر امپراتوری که مصر و شام را نیز شامل میشد اجرا میگردید.
سرانجام امپراتوری روم از این وقف برای فرزندان (وقف ذری) آسیب دید، لذا مقرر شد محدود به زمان خاص و چهار طبقه (نسل) معین باشد تا پس از آن ملک آزادشده نسلهای بعدی شود.
این نوع وقف (وقف فرزندان) برای چند نسل در اروپا ادامه یافت، گاهی به نام «استخلاف» یعنی بر مال خویش جانشین قراردادن و زمانی به نام «ارشدیت» یعنی وقف بخشی از دارایی اشراف برای بزرگ خاندان به منظور تأمین هزینهای که سمت بزرگ خاندان بودن در بر داشت. این سمتی بود که بزرگ خاندان، از بزرگ پیشین به ارث میبرد. به هر حال این وضعیت در اروپا در دوران پادشاهان و تزارها ادامه یافت تا جایی که دولتها آسیبهای این نظام وقفی را حس کردند و لذا آن را محدود به طبقات نسلهای معینی نمودند تا بعدها ملک آزاد شود.
هنگامی که انقلاب کبیر فرانسه پیش آمد، این نظام را با مصوبه صادره در تاریخ ۱۴ اکتبر ۱۷۹۲ منسوخ کرد و سپس با برقراری نظام اشرافیت در دوران حکومت ناپلئون اول، نظام ارشدیت مجددا معمول شد اما بعد با قانون ۱۹۴۹/۳/۱۱ از بین رفت.
از نمونه های محدودی که از نظام وقف در میان ملتهای پیش از اسلام ارائه داده شد، روشن میشود که وقف در هر دو شکل وقف خیریه و وقف بر فرزندان وجود داشته و متداول بوده است.
وقف در ادیان آسمانی
منابع نشان میدهد که وقف در ادیان آسمانی وجود داشته است. درواقع تاریخ اندیشه وقف به حضرت ابراهیم (علیه السلام) برمیگردد، به طوری که اوقاف او همچنان موجود و شناختهشده است. ابراهیم خلیل (علیه السلام) ایمان خود را عملی نموده بود و هرکجا اقامت میگزید قربانگاهی برای پروردگار برپا مینمود و یک دهم از آنچه به دست آورده بود تقدیم میکرد.برخی منابع تاریخی ذکر میکنند که یهودیان در آغاز زندگی خویش به شکل گروههای کوچنده و قبایل متعددی بودهاند که در جای معینی استقرار نداشتهاند و از این رو پرستشگاه آنها در خیمهای برپا میشده است و به هرکجا کوچ میکردند و یا هر جا فرود میآمدند، آن را با خود میبردند، به علاوه هر قبیله درباره پرستشگاه و دادوستد شیوه خاص خود را داشت.
دکتر جواد علی پدیده اهتمام به پرستشگاههای جابهجاشونده یهودیان را ریشهیابی میکند و میگوید: برای چادرنشینان آسان نبوده که شکل این پرستشگاه را تغییر دهند و پرستشگاه ثابتی را برگزینند زیرا آن را نوعی بیرون شدن از سنت گذشتگان میدانستند، از این رو عبرانیها پرستشگاه ثابتی که سلیمان برپا کرده بود، از این جهت نپذیرفتند که آن را نوعی کنار چگذاشتن خیمه مقدس تلقی میکردند، خیمهای که هنگام کوچ، معبد قدیمی آنان بود.
از این گذشته چادرنشینان (اهل بادیه) قومی کوچنشین بودند و کسانی که چنین معیشتی دارند، نمیتوانند پرستشگاه ثابتی داشته باشند، چراکه در چنین صورتی باید هرکجا میروند بت و تندیسهای آن پرستشگاه را با خود ببرند.
البته منابعی که بنده در اختیار دارم اشارهای به وقف (با اصطلاح فعلی) در نزد یهودیان ندارد، اما تردیدی نیست، اماکنی که برای مراسم مذهبیشان آماده شده بود، وقف پرستش و مختص این هدف بوده است و همه امکانات لازم برای تداوم آنها نیز مهیا شده بود.
درباره مسیحیت نیز به همین ترتیب بوده که آنها نظام ویژهای برای پرستشگاههای خود و برای آموزش و ارشاد داشتهاند و این نظام ویژه که نظام کلی کلیسا و از سنتهایی گرفتهشده بود که پدران کلیسا از سرآغاز پیدایش نصرانیت به آن عمل میکردند، به طوری که به صورت قوانین عمومی درآمده بود.
از این رو نصرانیها پرستشگاهها و اماکن و اوقاف خود را دارند و دارای چنان تسلطی بر پیروانشان هستند که گاهی از سلطه دولتها نیز بیشتر است.
همچنین پژوهشهای مربوط به امور خیریه در سرزمینهای مسیحی نشین نشان میدهد که برای پناهگاهها، مدارس، بیمارستانها و دیرها و پرستشگاهها موقوفاتی وجود داشته و این موقوفات تا قرن هفدهم میلادی یعنی تا دوران حکومت لویی سیزدهم یک سوم مساحت فرانسه را در بر میگرفته است و فقط با انقلاب فرانسه است که این وضع تغییر میکند، به طوری که با آمدن انقلاب این موقوفات جزو اموال دولت شمرده میشود، اما دولت بعدها ناچار میشود نظام موقوفات خیریه را به نحوی وضع کند که میان برنامههای خیریه و مصلحت عمومی مردم سازگاری ایجاد کند.
و اما در اسلام، از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «ان رسول الله (صلّی الله علیه و آله) تصدق بأموال جعلها وقفا و کان ینفق منها على أضیافه» یعنی: رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) اموالی را که به عنوان وقف قرار داده بودند، صدقه میداد و از آن برای میهمانانش خرج میکرد.
همین طور از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «ان رسول الله مربرجل یغرس غرسا فی حائط له، فوقف علیه فقال: ألا أدلک على غرس أثبت أصلا... - الى أن قال - فقال الرجل: أشهدک یا رسول الله أن حائطى هذا صدقة مقبوضة على فقراء المسلمین من أهل الصفة» یعنی: روزی رسول الله (صلّی الله علیه و آله) بر مردی گذشتند که در باغش نهالی میکاشت، حضرت کنار او ایستاد و فرمود: «میخواهی نهالی را به تو نشان دهم که بنیاد ثابتتری داشته باشد؟» – تا آنجا که فرمود - آن مرد گفت: «ای رسول الله تو را گواه میگیرم که این باغ من صدقهای برای نیازمندان مسلمان از صفه نشینان باشد».
این روایت میافزاید که: آنگاه خداوند تبارک و تعالی آیه «فأما من أعطی و اتقی و صدق بالحسنى فسنیسره للیسرى» یعنی: اما آنکه حق خدا را داد و پروا داشت و پاداش نیکوتر را تصدیق کرد، به زودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت را نازل فرمود.
و از امام صادق (ع علیه السلام) روایت شده است که فرمود: روزی رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) غنائم را تقسیم میکرد و در این میان زمینی سهم علی (علیه السلام) شد، ایشان در آن زمین چاهی حفر کردند که آب آن به آسمان میجهید، در این میان شخصی آمد و این مژده را داد و امام فرمود: وارثان را بشارت بده که این چاه به طورکلی صدقهای است برای حاجیان خانه خدا و رهگذران، قابل فروش یا بخشش نیست و نیز به ارث گذاشته نمیشود و هر که آن را فروخت و یا بخشید لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد و خداوند تبدیل و همانند آن را از وی قبول نخواهد کرد. حضرت این موقوفه را ینبع نامید.
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: رسول الله (صلّی الله علیه و آله) زمینی را وقف فاطمه (علیها السلام) کردند که شامل این بخشها بودند: العراف، البرقه، الصافیه، مشربه ام ابراهیم، الحسنی، الزلال و المنبت.
و فاطمه زهرا (علیها السلام) دختر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) وصیت کردند این ملکهای هفتگانه که از پدر بزرگوارشان محمد (صلّی الله علیه و آله) به دست آورده بودند، برای علی بن ابیطالب (علیه السلام) و پس از او برای حسن (علیه السلام) و سپس برای حسین (علیه السلام) و بعد از او برای زاده بزرگتر رسول الله (صلّی الله علیه و آله) باشد و برای آن، خدا و مقداد بن اسود و زبیر بن عوام را گواه گرفت و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز آن را نوشت.
و گفته شده عمر بن خطاب زمینی به نام ثمغ در خیبر داشت. روزی خدمت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: زمینی دارم که هرگز بهتر از آن بهدست نیاوردهام میفرمایید با آن چه کنم؟ پیامبر به او فرمود: «ان شئت حبست اصلها وتصدقت بها» یعنی: اگر خواستی اصل زمین را نگه دار و با [ثمره] آن صدقه بده؛ و عمر طبق سفارش حضرت عمل میکرد تا اینکه عهدهدار خلافت شد و وقفنامه آن را نوشت و در آن ذکر کرد که:
اصل آن فروخته یا بخشیده نشود و به ارث نرسد و برای نیازمندان نزدیکان، آزادکردن بندگان، در راه خدا و میهمانان و برای در راه ماندگان مصرف شود و ایرادی ندارد متصدی آن به نیکی از آن بخورد و یا دوستی غیر مالدار را از آن بخوراند.
در سفارش (وصیت) حضرت امام علی (علیه السلام) مواردی هست که به روشنی به این نوع وقف اشاره دارد، حضرت می فرماید:
این وصیتی است که بنده خدا علی بن ابیطالب امیر مؤمنان درباره دارایی خود بدان فرمان داده است، برای خشنودی خداوند تا او را به بهشت برد و در سرای امن خود فرود آورد. حسن بن علی به انجام دادن این وصیت قیام کند خود از دارایی من هزینه کند آنسان که شایسته است و از آن انفاق کند آنسان که شایسته است اگر برای حسن حادثهای پیش آید و حسین زنده باشد او کار را برعهده خواهد گرفت و وصیتم را مانند برادرش به انجام خواهد رسانید، نصیب دو پسر فاطمه از صدقه على همان مقدار است که دیگر فرزندان علی را و اگر پسران فاطمه را برای این کار تعیین کردهام برای خشنودی خدا و تقرب به رسول اله (صلّی الله علیه و آله) و پاس حرمت و شرف خویشاوندی اوست و با کسی که این کار را برعهده دارد، شرط میکنم که اصل مال را همان گونه که هست باقی گذارد و از ثمره آن هزینه کند به شیوهای که بدان مأمور شده و راهنمایی گشته است، دیگر اینکه نهالهای نخلهای آن قریهها را نفروشد تا به قدری فراوان گردند که شناختن نخلستانها برای کسی که آنها را پیش از این دیده است دشوار باشد.
و از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده که گفته است: از صحابه کسی دارای استطاعت مالی نبود مگر اینکه چیزی را وقف کرده بود.
روند توسعه وقف در کشور عراق
از آغاز ظهور اسلام تا به امروز، عراق موقوفات متعددی داشته که در گوشه و کنار این سرزمین منتشر بوده است. بیشتر این موقوفات خیریه بوده و این بدان جهت است که عراق اماکن مقدس و مساجد مشهور فراوانی دارد که مردم از همه کشورهای اسلامی و عربی برای زیارت آنها می آیند.۱- از اسلام تا حکومت عباسیان
در صدر اماکن مقدس، مسجد کوفه، مرقدهای امامان اهل بیت (علیهم السلام)، قبور برخی اولیاءالله و مردان نیک، است. مسلمانان موقوفات زیادی برای این اماکن (مرقدها) وقف کردهاند؛ به ویژه پس از به حکومت رسیدن آل بویه در بغداد و تشکیل دولت توسط ایشان در عراق در کنار حکومت بنی عباس، بین سالهای ۴۴۷–۳۳۴ ه.ق آنها که شیعه علی (علیه السلام) بودند، مرقدهای امامان اهل بیت (علیهم السلام) در عراق را بنا کردند و بر آنها گنبدهای باشکوهی ساختند. همچنین کارهای خیریه بیشماری انجام دادند، از جمله اینکه کانالهایی را حفر کردند، پلهایی ساختند و بیمارستانهایی را بنا نمودند.در برخی از منابع آمده است که پادشاه مقتدر عباسی (جعفر بن محمد) . خلیفهای که خلافت او با کشته شدنش در سال ۳۲۰ ه.ق به پایان رسیدف زمینهای اطراف بغداد و نیز آبادیهایی را در سواد (جلگه حاصلخیز عراق) وقف کرد و درآمد سالانه آن را که حدود دویست هزار دینار میشد به مخارج حرمین شریفین و (پاسداری) از مرزهای اسلامی اختصاص داد.
محمد بن علی معروف به «ابن مقله» در هنگامی که وزارت «راضی» (خلیفه عباسی) را عهدهدار بود، اقدام به جمعآوری عطایا و بخششهای مردم کرد، آنگاه همه اموالی را که به صور گوناگون به دستش رسیده بود، در جهات خیریه صرف کرد؛ و در این میان بیست هزار دینار باقی ماند که با آن زمین (مزروعی) خرید و وقف «طالبین» (فرزندان ابیطالب) نمود.
علی بن عیسی وزیر مقتدر عباسی (متوفای سال ۳۳۴ ه.ق) نیز موقوفات زیادی از املاک (مزروعی) سلطان را وقف کرد و دیوان ویژهای موسوم به «دیوان البر» به این کار اختصاص داد و محصول آن را برای سروسامان دادن به مرزها و حرمین شریفین قرارداد.
زمانی مادر مقتدر عباسی سعی کرد در برخی از این زمینهای وقفشده تصرف کند (به فروش برساند)، اما قاضی ویژه آن (زمینها) او را از این کار بازداشت و پسرش نیز بر این اساس که نمیتوان موقوفات را فروخت با نظر قاضی موافقت کرد.
همین طور عضدالدوله دیلمی، فناخسرو بن حسن بن بویه (متوفای ۳۷۲ ه.ق) در سال ۳۳۸ سومین بنا را بر مرقد امام علی (علیه السلام) برپا نمود. او اموال زیادی را صرف این کارکرد و اوقافی را نیز برای اداره امور آن تعیین کرد.
از دیگر اقدامات عضدالدوله در بغداد این بود که بیمارستانی ساخت و موقوفات زیادی را به آن اختصاص داد، اما پس از گذشت یک قرن (یعنی در سال ۴۶۰ ه.ق) این بیمارستان خراب و اوقافش نیز دچار مشکلات شد. همچنین معزالدوله، احمد بن بویه (متوفای سال ۳۵۶ ه.ق) از سلاطین آل بویه در عراق در سال ۳۵۵ هم بر ساحل رود دجله در بغداد بیمارستانی ساخت و موقوفات و املاکی را وقف آن کرد.
همین طور منابع تاریخی مینویسند که علی بن موسی معروف به سید رضی (متوفای سال ۴۳۶ ه.ق)، با هدف تشویق کاتبان و علما، روستای کاملی را وقف کرد تا خیرات آن ویژه (تهیه) اوراق مورد استفاده فقها باشد؛ تا آنها تألیفات (فقها) را تدوین کنند.
مستنصر بالله عباسی نیز در سال ۶۳۱ ه.ق مدرسهای در بغداد افتتاح کرد که آن را «المدرسة المستنصریه» نامید. او برای تقویت این موسسه علمی که فقه مذاهب چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در آن تدریس میشد، اموال و املاک فراوانی را وقف کرد تا درآمد آنها برای ادامه فعالیت این مدرسه صرف شود.
ذهبی مورخ معروف میگوید: «من وقفنامه آن را در پنج جزء دیدهام که موقوفات آن، محلهها و مغازههایی در بغداد و چندین دهکده بزرگ و کوچک بود و تصور میکنم بهای آنها نهصد هزار دینار باشد و من در همه دنیا هیچ وقفی را به اندازه آن سراغ ندارم، مگر موقوفات جامع دمشق که احتمالا گسترده باشد».
ذهبی پس از ذکر نام دهکدهها و املاک مزروعی که وقف مستنصریه شده بود میگوید: «افراد ثقه و قابل اعتمادی برای من نقل کردهاند که میزان موقوفات آن در یکی از سالها به هفتاد و اندی هزار مثقال طلا رسید».
از همه آنچه گذشت معلوم میشود که وقف خیریه در دوره عباسیان وجود داشته و دیوان ویژهای به آن اختصاص یافته بود که در آن زمان به اسم «دارالبر» شناخته میشد، اسمی که علی بن عیسی وزیر مقتدر عباسی بر آن نهاده بود. این وضع در زمان مغولها دگرگون شد به طوری که مأمور خاصی برای آن تعیین شد تا متولی امور اوقاف در بغداد باشد و این مأمور «صدرالوقوف» نامیده میشد.
۲- وقف پس از دوره عباسیان
مغولها به دولت عباسیان خاتمه دادند و هولاکو وارد بغداد شد و در اول صفر سال ۶۵۶ ه.ق خلیفه عباسی را به قتل رسانید، طبیعی بود که سردار فاتح مغول برای اداره شهرها وزارتی ترتیب دهد، از این رو مؤیدالدین محمد بن علقمی آخرین وزیر عباسی (و نخستین وزیر مغولها) کارکنانی را برای اداره امور دولت تعیین کرد. شهابالدین عبدالله را به سمت اداره اوقاف عراق گماشت و او را «صدرالوقوف» نامید. (یعنی در رتبه حاکمی که امروزه استاندار نامیده میشود) این انتصاب را میتوان تحولی در امر اوقاف در دوره مغولها به شمار آورد زیرا مسئول ویژهای تعیین شد تا امور اوقاف را در بغداد عهدهدار باشد.برخی منابع تاریخی اشاره دارند که قاضیالقضات نیز برخی اوقات اقدام به رسیدگی و اداره امور مربوط به وقف میکرد و کسانی که وظایفی را عهدهدار بودند مثل مدرس، امام، مؤذن و همین طور ناظران و از جمله متولیان وقف را مورد حساب قرار میداد.
به هرحال اداره امور اوقاف میان دولتمردان و والیان بغداد و قاضیالقضات دست به دست میشد تا اینکه در سال ۶۶۲ ه.ق نخستین اداره امور اوقاف تشکیل شد، این تشکیلات تا اواخر دوران مغولها و ترکها یعنی تا سال ۹۴۱ ه.ق برقرار بود و در این مدت دولت فرماننامههایی درباره تدریس و امامت و اذان گفتن صادر میکرد.
برخی مورخان مینویسند خواجه نصیر طوسی در سال ۶۵۶ ه.ق برای رسیدگی به اوضاع و احوال و بررسی امور اوقاف به بغداد آمد. عراق در دوران حکومت صفویه و عثمانی دچار درگیریهای فرقهای بود. به محض اینکه یکی از این دو دولت پیروز میشدند، متناسب با عقیده و مذهب دولت غالب، خرابی و ویرانی در وهله نخست متوجه مؤسسات دینی و قبور ائمه و اولیاءالله میشد.
این وضع ادامه داشت تا اینکه با حکومت صفویه در عراق به دست سلطان سلیمان، ۱۵۴۳ م/ ۹۴۱ ه.ق قانونی وضع گردیده و به این اوضاع پایان داده شد. او در آغاز کار کوشید تودههای سنی و شیعی عراق را آرام کند. او در این راستا عتبات مقدس در کربلا و نجف و کاظمین را زیارت کرد و تعمیراتی را روی آنها انجام داد، سپس به بغداد بازگشت و قبر امام ابوحنیفه و همین طور قبر شیخ عبدالقادر گیلانی را که صفویها ویران کرده بودند مجددا بنا نمود.
اما این سیاست، سازگاری سیاسی میان سنی و شیعی، توسط حکومت عثمانی، چندان دوام نیافت؛ خرابی و ویرانی ناشی از درگیریهای فرقهای، صرفا محدود به تشکیلات زیربنایی مملکت نشد، بلکه افراد را نیز در بر گرفت به طوری که مردم عراق گرفتار خشونت و بیرحمی توپخانه این دو دولت شدند. مثلا برای دو طرف هیچ دشواری نداشت تا فتوایی به دست بیاورند که ریختن خون ملتی بیدفاع را، گاه از میان اهل سنت و گاه از میان شیعیان، برای ایشان مباح کرده و ویرانی آثار مقدس نزد دو طرف را بیاشکال بداند.
زمانی که کارها برای دولت عثمانی در بغداد استحکام و سامان یافت، این دولت توجه زیادی به اوقاف مبذول داشت، به طوری که مرکزی را برای اوقاف عراق در آستانه - پایتخت دولت عثمانی - دایر و والی ترک بغداد را به عنوان بالاترین مرجع وقف عراق تعیین کرد. در آن زمان بسیاری از موقوفات مصادره شد و در ضمن اوقاف عمومی به ثبت رسید.
در اواخر دوره عثمانی، این دولت مدیری را برای اوقاف در بغداد منصوب کرد که ریاست اداره اوقاف در عراق میانی را عهدهدار بود. وی کاتب و حسابداری نیز در کنار خود داشت. در دو ولایت بصره و موصل نیز اوضاع به همین ترتیب بود در حالی که برای عتبات مقدسه در نجف و کربلا ادارهای که اوقاف فراوان عتبات مقدسه را اداره کند، در نظر گرفته نشد و این وضع تا برپایی دولت ملی در عراق و پس ازآن ادامه داشت.
۳- روند توسعه سازمانی اوقاف در عصر حاضر
در دهه دوم قرن بیستم، عراق استقلال یافت و در سال ۱۹۲۰ م نخستین تشکیلات وزارتی برقرار گردید که در بین آنها وزارتخانهای نیز برای اوقاف در نظر گرفته شد، اما بعدها در سال ۱۹۲۹ م به موجب قانون شماره ۳۶ این وزارتخانه منحل و به اداره کل تبدیل شد که وابسته به نخستوزیری بود. سپس کلیه اختیارات و حقوق موجود در قوانین و مقررات مربوط به اوقاف و اداره آن به نخستوزیر واگذار شد.در سال ۱۹۶۴ م بار دیگر وزارت اوقاف به موجب قانون شماره ۳۴ سال ۱۹۶۴ م تشکیل شد و این با توجه به گسترش حاصل در کارهای اوقاف و نیاز رسیدگی به امور از سوی یک وزیر بود تا به طور مستقیم بر آن نظارت داشته باشد. وضع تا سال ۱۹۶۵ م این گونه بود تا اینکه بار دیگر وزارتخانه به موجب قانون شماره ۱۴۳ در سال ۱۹۶۵ م و به دلیل صرفهجویی در هزینه منحل شد؛ زیرا اوقاف بودجه مستقلی داشت و این هزینه سنگینی برای دولت به بار میآورد، از این رو همانند سابق تحت نظارت نخستوزیر درآمد؛ البته توأم با تشکیل «ریاست دفتر اوقاف» به ریاست فردی که در رتبه سرپرست وزارتخانه بود.
در سال ۱۹۷۰ م دفتر ریاست اوقاف به دفتر ریاستجمهور ملحق (وابسته) شد که این به موجب مصوبه شورای فرماندهی انقلاب به شماره ۳۲۱ در تاریخ ۱۹۷۰/۳/۲۹ صورت میگرفت، به موجب این مصوبه رئیسجمهور، خود رییس عالی دیوان اوقاف و ناظر مستقیم بر اجرای قوانین و مقررات مربوط به این تشکیلات بود که طبق آن لازم بود صدور مقررات و دستورات و رهنمودها از سوی رئیسجمهور یا از سوی کسی که رئیسجمهور او را مأمور کرده است باشد و این طبق ماده نخست قانون دیوان اوقاف به شماره ۴۴ سال ۱۹۷۰ م انجام میشد.
شورای عالی اوقاف که پیش از این مجلس شورای اوقاف نامیده میشد، اسم جدید خود را به موجب قانون منسوخ اداره اوقاف به شماره ۱۰۷ سال ۱۹۶۶ م پیدا کرد، پس از صدور قانون اصلاحی جدید اوقاف به شماره ۶۴ سال ۱۹۶۶ م به همین نام باقی ماند. این شورای عالی به موجب قانون اصلاحی شماره ۵۰ سال ۱۹۶۹ م به دو هیئت دینی و مالی تقسیم شد، سپس با قانون اصلاحی چهارم به شماره ۱۶۷ سال ۱۹۷۰ م به وضع اول خود بازگردانده شد.
ماده ۴ این سازمان تصریح دارد که شورای عالی متشکل است از: رئیس دیوان اوقاف، عضو دادگاه تمییز و دو تن از علمای بزرگ، رئیس دانشکده امام الاعظم، دو تن از اقتصاددانان برجسته و کارشناس املاک.
با توجه به وجود موقوفات شیعه در عراق و به ویژه موقوفات عتبات عالیات در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و مساجد تاریخی، مانند مسجد کوفه و مسجد براثا در بغداد و قبور اولیایی همچون حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) در کربلا و دیگر قبور مهم و مشهور که ماده بیست و هفتم از سازمان عتبات مقدس، شماره ۲۱، سال ۱۹۶۹ م نیز به آنها اشاره دارد و حکومتهای آل بویه و صفویه و دیگر تاجران و ثروتمندان وقف عتبات کرده بودند که مقدار آنها نیز بسیار زیاد است. از این رو قانون اداره عتبات مقدس در سال ۱۹۶۶ م وضع گردید و اصلاحیههایی نیز بر آن وارد شد که تصریح داشت به اختصاص دادن اداره مخصوصی برای عتبات مقدس و این نبود جز نتیجه درخواستهای مصرانه جامعه شیعه در عراق؛ اما بازهم مشکل اوقاف حل نشد.
به عنوان مثال در کربلا شهری که قبور مقدس امام حسین بن علی (علیه السلام) و برادرش ابوالفضل عباس (علیه السلام) و شهدای طف را در خود دارد، زمینهای موقوفهای که در اداره اوقاف به ثبت رسیده باشد ندارد؛ بلکه برخی منابع اشاره دارد که موقوفات آن شهر از برخی سراها و محلهها تجاوز نمیکند که این در مقایسه با قبور دیگر اولیا در بغداد بسیار اندک است و این معقول نیست.
چنانچه در برخی منابع دقت کنیم خواهیم دید که تا دهه چهل، منبع حقوق خدام ضریح در کربلا اساسا مبتنی بر نذورات زوار این مرقدها بود، البته پیش از آنکه دولت حقوق ناچیزی برای ایشان در نظر بگیرد، وانگهی چنانچه همه عایدات وقف در کربلا گردآوری شود برای ترمیم مساجد و دیگر اماکن دینی این شهر کافی نخواهد بود. همین وضع در نجف و کوفه و حله و سایر مناطقی که انبوه شیعیان در آنجا اقامت دارند نیز وجود داشت، حتی سنت تدفین اموات در قبرستانهای بزرگ شهرهای مقدس، خود از منابع درآمد قابلتوجه بود که این نیز در اختیار عتبات قرار نگرفت، بلکه در بودجه انبوه و کلی اوقاف گم شد.
وضعیت دریافت کمکهای بینالمللی کشور عراق
در سال ۲۰۱۵ م بیش از نیمی از کمکهای بینالمللی در کشورهای سوریه، سودان، سودان جنوبی، یمن و عراق هزینه شدند. در درخواستهایی که در طی سالهای اخیر برای کمک شده است، بیش از همه کشورها، کشور سوریه درخواست کمک ارسال نموده است. اما میزان کمکهای برآورده شده در کشور عراق بیشتر از همه بوده است. در سال ۲۰۱۵ م کشور عراق با برآورده شدن بیش از ۷۴٪ از نیازهایش، رتبه نخست را در این زمینه داشته است. میزان کمکهای ارسال شده به عراق در سال ۲۰۱۴، ۱/۲ میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۵ م، ۱ میلیارد دلار بوده است.(۱)
در سال ۲۰۱۵ م بیشترین حجم کمکهای بینالمللی به کشورهای سوریه، یمن، اتیوپی، عراق و سودان جنوبی ارسال شدند.
در شکل ذیل، ۱۰ کشور اول که کمکهای بینالمللی به آنها در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ ارسال گردیده است نشان داده شدهاند. در این شکل، عراق با رنگ بنفش نشان داده شده است و سومین کشور از نظر دریافت کمکهای بینالمللی بوده است. همچنین میزان کمکهای بینالمللی به عراق در سال ۲۰۱۴ نسبت به سال ۲۰۱۳ با ٪۵۶۱ افزایش روبرو بوده است.

میزان کمکهای بینالمللی اختصاص داده شده به کشورها در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ در شکلهای زیر مشخص است.

میزان کمکهایی که از کشورهای مختلف به کشور عراق در سال ۲۰۱۵ شده است به صورت زیر میباشد. همان طور که از شکل مشخص است ۴۷/۳٪ از کمکهای ارسال شده به عراق از اروپا میباشد.

۳ کشور سودان جنوبی، سوریه و عراق درخواست کمک از صلیب سرخ و هلال احمر را نمودهاند و در مجموع ۲۷٪ از کل کمکهای این ۲ نهاد به این ۳ کشور ارسال گشته است.
براساس گزارش CAF کشور عراق در بین کشورهای جهان رتبه ۳۸ را در شاخصهای بخشندگی دارد.
با توجه به گزارش منتشرشده توسط مؤسسه حامی خیریهها (CAF) در سال ۲۰۱۵ وضعیت عراق در امور خیرخواهانه و بشردوستانه به صورت زیر است:
عراق در وقف وقت و کار داوطلبانه رتبه ۷۹ را در بین کشورهای جهان دارد. همچنین در کمک به افراد ناشناس و غریبه رتبه ۱ و در کمک به خیریهها رتبه ۶۹ را از آن خود کرده است و در مجموع این عوامل در رتبه ۳۸ جهان قرار دارد.
نکته قابلتوجه در خصوص عراق، پیشرفت بسیار قابلتوجه در خصوص پیشرفت شاخص بخشندگی در این کشور میباشد. عراق در سال ۲۰۱۵ در بین ۲۰ کشوری در جهان قرار گرفت که بیشترین پیشرفت را در شاخص بخشندگی خود داشتند. بیشترین میزان پیشرفت عراق در بخشندگی مربوط به بخش کمک به افراد ناشناس میباشد که در این شاخص عراق در سال ۲۰۱۵ رتبه نخست را کسب کرد.
این میزان از بخشندگی در میان مردم عراق با توجه به فرهنگ غنی این کشور و گرایشهای مذهبی مردم آن سرچشمه میگیرد.

آشنایی با برخی مساجد و اماکن مذهبی عراق
۱- مسجد ابوحنیفه
مسجد ابوحنیفه که به مسجد امام اعظم (جامع الإمام الأعظم) نیز شهرت دارد و از مساجد مهم مسلمانان اهل سنت است. این مسجد در اعظمیه بغداد است. این مسجد مدفن ابوحنیفه نعمان بن ثابت است از این رو به مسجد ابوحنیفه مشهور گشته است.
۲- مسجد کوفه
مسجد کوفه یکی از مساجد چهارگانه بزرگ جهان اسلام است که در شهر کوفه عراق ساخته شده است. این مسجد در ۱۲ کیلومتری شمال شهر نجف واقع است. گفته میشود این مسجد ابتدا توسط حضرت آدم (علیه السلام) ساخته شده و پس از مسجدالحرام قدیمیترین مسجد جهان است.
۳- مسجد سهله
مسجد سهله (نامهای دیگر: مسجد سهیل، بنیظفر، عبدالقیس) یکی از مشهورترین مساجد اسلامی است که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب در کوفه در سمت شمال غربی مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته شده است. این مسجد یکی از کهنترین مساجد منتسب به حجت بن الحسن (علیه السلام)، امام دوازدهم شیعیان است.
۴- مسجد جامع سامرا
مسجد جامع سامرا یکی از مسجدهای مشهور دور خلافت عباسیان در شهر سامرای عراق است که در سال ۲۳۷ (قمری)/ ۸۵۲ میلادی بنیاد شد و سازه پرآوازه آن، مناره آن است که به الملویة (به معنای: پیچاپیچ، پیچیده گردان) مشهور است. ساخت این مسجد در سال ۸۴۸ میلادی شروع شد و در سال ۸۵۲ میلادی در دوره خلافت متوکل على الله - که پایتخت خلافت را از بغداد به سامرا برد - پایان یافت.
۵- کاظمین
حرم کاظمین، متعلق به امام هفتم شیعیان حضرت موسی کاظم (علیه السلام) و امام نهم حضرت محمدتقی (علیه السلام) معروف به «امام محمدجواد» است که ساختمان کنونی حرم از ساختههای دوره آغازین صفویه و اضافات دورههای بعدی است. معماری و هنر دوره صفویه از ایوانهای زیبا و کاشیکاریهای معرق نفیس و آینهکاریهای بدیع در آن به وضوح قابل مشاهده است.
۶- حرم امام حسین (علیه السلام)
نخستین ساخت بنای آرامگاه حضرت امام حسین (علیه السلام) را به مختار بن ابی عبیده ثقفی، (پس از قیامش) و بعضی به بنی اسد نسبت میدهند که مصالح آن از گچ و آجر بوده و در نزدیکی آن مسجدی بوده است که این آرامگاه در عهد بنیعباس به دستور هارونالرشید ویران شد و خانههای شیعیان همجوار آن خراب گشته و قبر را شخم زدند و درخت سدرهای که بنی اسد جهت علامت قبر کاشته بودند را بریدند.پس از آن در زمان مأمون که برای راضی کردن شیعیان خراسان، تصمیم گرفت خلافت را به حضرت علی بن موسی (علیه السلام) واگذارد، شیعیان فرصت یافتند بر روی قبر حضرت حسین بن علی (علیه السلام) آرامگاهی بنا کنند که بنای این آرامگاه هم در سال ۲۳۲ قمری به دستور متوکل عباسی همراه با خانههای اطراف آن ویران شد و زمین آن شخم زده شد و در آن کشت صورت گرفت.

۷- حرم حضرت امام علی (علیه السلام)
* عمارت نخست آستانه حیدریه: هارون در حدود سال ۱۷۱ قمری (۱۷۱ خورشیدی) اولین بارگاه و ساختمان مرقد علوی را بنا نهاد. تا چند دهه پیش در زیرتاک نزدیک قبر، نقشی بدیع و زیبا جلب توجه میکرد که درش مردی تیروکمان دردست بود و آهویی در پیش روی او قرار داشت. در سال ۱۳۲۳ خورشیدی نگاره یادشده از جای خود برداشته شد و آن را به گنجینه حرم بردند.حرم چهار در داشت و ضریح از سنگ سفید بوده و گنبد از گل سرخ که بالایش علامت سبزی نصب بود.

* عمارت دوم: عمر بن یحیی از اصحاب امام کاظم (علیه السلام) این عمارت را بنا کرد.
* عمارت سوم: پس از به قدرت رسیدن داعی صغیر از نوادگان زید پسر امام زین العابدین علیه السلام) در طبرستان، ساخت سوم این آستانه در نهایت شکوه و عظمت آغاز شد. عمارت هفتاد طاق داشت.
* ساخت ساختمان چهارم: این ساختمان را عضدالدوله دیلمی بنا نهاد و در حدود سال ۳۲۷ قمری (۳۱۷ خورشیدی) ساختش پایان یافت. این سال وفات عضدالدوله است که بر اساس وصیتش، وی را در آرامگاه خاصی در عمارت آستانه که قبلا پیشبینی شده بود به خاک سپردند و تا عصر حاضر آن حجره به مقابر سلاطین آل بویه معروف است؛ وی نخستین کسی بود که در آستانه علوی خاک شد. عضدالدوله عمارت آستانه را با شکوه و عظمت درست کرد و همچنین همه شاهان این خاندان و وزیرانشان در بازسازی و آراستن این آستانه نهایت پشتکار را داشتند.
جمعبندی و نتیجهگیری:
بررسی تفصیلی پیشینه و کارنامه وقف و امور عامالمنفعه در کشور عراق، روشنگر چند محور بنیادین در تحلیل پدیدههای مذهبی، اجتماعی و اقتصادی این مرزوبوم است:۱. ریشهداری تاریخی و هویت فراملی سنت وقف
شواهد تاریخی نشان میدهد که انگیزه وقف و ایثار داراییها، امری فطری و دیرپا در جوامع انسانی بوده که با هدایت شریعت اسلامی، ماهیتی حقوقی، شفاف و قدسی یافته است. وصایای ماندگار پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پایهگذار فرهنگی شد که در آن ثروتهای مادی به سرمایههای جاودان اخروی و پشتیبانهای اجتماعی برای طبقات محروم تبدیل شدند.۲. عراق؛ چهارراه تلاقی نیتهای خیر و عتبات مقدسه
به دلیل وجود بارگاههای منور ائمه هدی (علیهم السلام) در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا و مساجد تاریخی عظیمی چون کوفه و سهله، بخش عمدهای از جریان وقف در تاریخ عراق به سمت آبادانی این حرمها، رسیدگی به زائران و رونق حوزههای علمیه هدایت شده است. ورود حکومتهای محب اهل بیت (علیهم السلام) نظیر آلبویه و همچنین پادشاهان صفوی نقش بسزایی در تثبیت ساختارهای فیزیکی و موقوفات این بقاع مطهر ایفا کرد.۳. آسیبشناسی مدیریتی و چالش تثبیت حقوقی موقوفات
نگاهی به دورانهای مغول، عثمانی و به ویژه دولتهای مدرن در قرن بیستم عراق آشکار میسازد که مدیریت اوقاف همواره دستخوش تغییرات سلیقهای، ادغامها و انحلالهای مکرر وزارتی بوده است. عدم استقلال ساختاری اوقاف، درهمآمیختگی عایدات محلی در بودجههای کلان دولتی و چالشهای ثبت اسناد به ویژه در مناطق پرجمعیتی نظیر کربلا و نجف، سبب شد تا پتانسیل اقتصادی عظیم موقوفات عتبات به صورت کامل در راستای توسعه زیرساختهای زیارتی و خدمترسانی به مجاوران به کار گرفته نشود.۴. فرهنگ ماندگار ایثار و مهماننوازی در جامعه معاصر عراق
آمارهای بینالمللی اخیر و ارتقای رتبه کشور عراق در «شاخص جهانی بخشندگی» (CAF) _ به ویژه کسب رتبه نخست جهانی در کمک به افراد ناآشنا و غریبه _ گواهی بر این حقیقت است که علیرغم بحرانهای متعدد سیاسی، امنیتی و اقتصادی دهههای اخیر، روحیه فتوت، بخشش و پیوند معنوی مردم این دیار با سنتهای اهلبیت (علیهم السلام) همچنان سرزنده است. این فرهنگ غنی که اوج آن در پیادهروی سالانه اربعین حسینی و پذیرایی خودجوش از میلیونها زائر متجلی میشود، سرمایهای اجتماعی و بیبدیل است.سخن پایانی:
احیا و بازتولید کارآمدی اوقاف در عراق نیازمند تجدید ساختار حقوقی، ثبت شفاف و هوشمند اسناد وقفی، تفکیک دقیق عواید محلی و مذهبی و بهرهگیری از مدلهای نوین حکمرانی امور خیریه است تا سنت اصیل وقف در قالب «حبس اصل و تسبیل منفعت» بتواند همچون گذشته، پیشران توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و شکوفایی فرهنگی در این سرزمین مقدس باشد.پینوشت:
١. در زمینه وقف و امور خیریه، على رغم جستجوهایی که در اینترنت صورت پذیرفت، به دلیل محدودیتهای دسترسی منابع و همچنین عدم انتشار اطلاعات مفید از طرف کشور مورد مطالعه، مطالب کاملتری یافت نگردید و تکمیل اطلاعات موجود، نیاز به انجام تحقیقات میدانی و مطالعات تکمیلی در این زمینه دارد.
منبع: آشنایی با نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور عراق، گردآورنده: دفتر نوسازی و تحول معاونت توسعه و پشتیبانی سازمان اوقاف و امور خیریه، تهران: شرکت چاپ و انتشارات سازمان اوقاف و امور خیریه، چاپ اول، 1396ش.
تنظیم و تکمیل: تحریریه راسخون